تبليغاتX
وبلاگ نکته دان
 

                                  ریحانه

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 22:56 توسط نکته دان

بنام خدا
سلام

امروز تصمیم دارم در این هوای پاییزی دلتان را تابستانی کنم ..
اگر عکس زیر را    اَشکِ کوه   بنامم به نظرتان نام عکس بعدی چه میتواند باشد؟

                           اشک کوه

اين هم عکس دوم:

                           گريه ي کوه ؟

پ.ن: بحث يک قرون دو زار! 

نکته دان.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 9:50 توسط نکته دان |

بنام خدا
سلام

ریحانهء من     ريحانه ي من     گل ِ خانهء من

پ.ن: عکس از ریحانه خانم در لباس محلی دوخت عیال ٬ البته هنوز کامل نبود لباسش من عجله کردم.

نکته دان.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 11:45 توسط نکته دان |

بنام خدا
سلام

ماه زیارت خانهء خدا رو به اتمام است و می رویم تا لباس احرام به تن نماییم!
اما نه آنگونه که حاجی ها مُحرم شدند ٬ بلکه باید اول دلت را از سرگردانی در بین الحرمین به یک طرف معطوف نمایی ٬ فرقی نمیکند چپ یا راست ٬ اصل حضور قلب است ٬ اگر دوست داشتی با همان پای دلت می روی به سمت بارگاه عباس بن علی علیه السلام سلام میدهی زیارت میخوانی و طلب رخصت مینمایی و راه می افتی به سوی حرم ٬ حسین علیه السلام ٬ آنجا که رسیدی ٬ سلام میدهی ٬ عرض ارادت می کنی غبار از دل می تکانی و گوشه ای می نشینی ٬ زیارت میخوانی ٬ شش گوشه را که خوب دیدی و شش گوشه دلت قرص شد ٬ کم کم سیاه به تن میکنی و  مُحرم میشوی ..
و اگر دلت شکست ٬ یادت نرود برای فرج حسین زمان دعا کنی ..

نکته دان.

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 9:26 توسط نکته دان |

بنام خدا
سلام

یکی خودش اتومبیل اِن میلیون تومانی سوار میشود ٬ فرزندش زانتیا!!!
یکی پیاده میرود تا اینکه بچه هایش بتوانند اتوبوس سوار شوند.

یکی خودش از بسکه همیشه سیر بوده دارد سکته میکند٬فرزندش پول توی جیبی اش اندازه دوسال مخارج یک خانواده است.
یکی خودش چیزی نمیخورد تا اینکه زن و بچه هایش گرسنه نمانند.

یکی لباس زیرش اِن صدهزارتومانی است ٬ فرزندش ...
یکی سال تا سال لباس نو نمیخرد تا اینکه شب عید دل بچه هایش خوش باشد.

یکی خودش دو کلاس سواد ندارد و امضاء هم بلد نیست٬ فرزندش از فلان دانشگاه آزاد یا فلان کشور پولکی مدرک میگیرد.
یکی هم باید بیست و چهار ساعته کار کند تا اینکه بچه هایش بتوانند بروند مدرسه.

یکی مبلمان خانه اش اِن میلیون تومان قیمتش است فرزندش هم یکی دو تا خانهء خالی دارد برای تفریح!
یکی هم اگر دیر بجنبد اساس خانه اش توی خیابان است و بچه هایش باید از سرما بمیرند.

یکی ..   یکی ...   یکی ..   یکی ..

به هر حال تا بوده همین بوده و خواهد بود ٬ اما اگر مرفهین بی درد جامعه ٬ کمی ٬ فقط کمی از انسانیت بو برده بودند ٬ فقر این هم بیداد نمیکرد.

پینوشت:
             - این مطلب سیاسی نیست بلکه اجتماعی است و عکس زیر هم هیچ ربطی به مطلب ندارد
               فقط من را یاد شعر مرحوم پدرم می اندازد که در زمان طاغوت سروده بود.
             - اي خرامان و روان پشت سرت را بنِگر***پا پتي ها همه اندر عقبت سخت دوان

                               پا پتي ها همه اندر عقبت سخت دوان

نکته دان.

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 9:14 توسط نکته دان |

بنام خدا
سلام

بعضی وقت ها که از صداهای اطرافم خسته میشوم ٬ گوشی های ایمنی عایق صوت کوچکی را که دارم بر میدارم و به گوشم میزنم ..
عملکرد خوبی دارند ٬ گوشی های امریکایی نرم و کوچک٬
صدای زمینه حذف میشود ٬ و صدای اصلی میشود صدای تنفس خودم ٬ خوب که گوش میکنم ٬ صدای ضربان قلبم را هم میشنوم.
حسن این کار این است که وقتی نمیشنوم ٬ حرفی هم برای زدن ندارم.
به نظر من خیلی خوب است که برای مدتی نه بشنویم و نه حرفی بزنیم ٬ یک آرامش خاصی به روح و فکر و مغزمان مستولی میشود که احساس خوشایندی دارد.
تفکری عمیق ٬ همراه با آرامش و سکوت.

پینوشت:
             - یک تصمیم گرفته ام از نوع تصمیمی که کبری گرفت یک چیزی در رابطه با وبلاگ.

نکته دان.

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 11:0 توسط نکته دان |

بنام خدا
سلام

رباعی زیر به مناسبت عید و در شب عید سروده شده و حال واقعی خیلی از ما به ظاهر شیعیان را نشان میدهد ٬ امید که ما مصداقش نباشیم ..

صبح عید است و باز نمازمان قضا شده است
مـولایمان دوبار از غـــم دوران فـدا شده است

دلهـــایمان همـه چـــون کوفیــان پــــر از نفاق
بــر لب کــلاممــان خــدا خـدا خدا شده است

نکته دان.

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 8:40 توسط نکته دان

بنام خدا
سلام

                   مولا علي است

مــــا از مــی جـــوشان امامت مستیم                بر درستهء شمشیر عدالت دستیم
تا بانگ محمدی طنین نیانداخته است                مــــا پیــــرو دستـــور ولایت هستیم
                                                                                                      (نکته دان)

و اینگونه است که تا ظهور مهدی آل محمد (ص) ما رهرو راه علی علیه السلام خواهیم بود و انشااله گوش به فرمان نایبش خواهیم بود.
فرا رسیدن عید ولایت ٬ عید بزرگ شیعیان ٬ بر تمام محبان و شیعیان امیرالمومنین مبارک باد.

نکته دان.

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 23:12 توسط نکته دان

بنام خدا
سلام

از کـــرامات شیــخ ما اینست *** شیره را خورد و گفت شیرین است

از چند روز قبل که عیال از فروشگاه تعاونی شرکت دو بسته ارده درجه یک عقاب خرید ٬همه جا را دنبال شیره انگور گشتم اما پیدا نکردم تا اینکه عیال گفت: (سر کوچه ی مامان اینا شیره انگور خوب داره)
گذشت تا اینکه دیروز عصر پدر عیال تماس گرفت و گفت: بچه ها آمده اند مرخصی و جمع آشخورها جمع است و فقط گل شان که همان همسر بنده باشد کم است.

میدانستم الان است که عیال بگوید:( آقا حسینم ٬ بریم خونه مامان اینا؟ )

همین طور هم شد و بعد از نیم ساعت رفتیم خدمت خاله جانمان که همان مادر عیال باشند.
همه بودند ٬ پسر خاله ها هر دو آمده بودند و پسر عموی عیال هم آمده بود.
وارد که شدم گفتم: عجب بوی آشی می آید ٬ گفتند نه شاید بوی ترشی باشد ٬ گفتم نه بوی آش می آید که برادر بزرگه عیال گفت: از ما که نیست بوی این دوتا آشخور آموزشی است ٬ ما که پانزده ماه خدمتیم و آشخور نیستیم ٬
برادر کوچک تر ٬ که آموزشی نیروی انتظامی اراک است سوغاتی فطیر آورده بود و خاله هم گذاشت توی بشقاب و آورد برایمان که ٬ سعید از اراک آورده و بفرمایید ..
گفتم حاج خانم (عیال) شما که میدانی ٬ همین طوری اش هم بی مایه فطیر است چه برسد به اینکه اصلا خودِ فطیر است ٬ برو یک کاسه از آن شیره انگور بیاور تا ببینیم چطور است ..
خلاصه جای شما خالی دور هم شب خوبی بود و مخصوصا با خاطرارتی که با صحبت های بچه ها در مورد آموزشی در ذهن ما زنده میشد.
امروز صبح که راه افتادم بیایم سر کار ٬ با اینکه هوا از همیشه سرد تر بود اصلا سردم نشد ٬ و دانستم از اثرات همان شیره انگور است که دیشب و صبحانه میل فرموده بودیم و دیگر اینکه فهمیدم آنهایی که آب انگول٬!(۱) میخورند و شنگول میکنند ٬ مالِ شنگولش نیست که گرم میشوند بلکه اثر آب انگولش است و این از خواص شیره انگور است ..
سر ایستگاه سرویس شرکت یکی از همکارها گفت: فلانی انگار امروز دکمه های پالتو ات را نبسته ای؟!
من هم برایش ماجرا را تعریف کردم و ایشان هم سفارش داد فعلا علی الحساب یک کیلو برایش بگیرم ببرم و امشب هم جای شما خالی نامزدی پسر عموی عیال است و باید بروم و یادم باشد از سر کوچه که رد میشوم یک کیلو برایش بگیرم.

پ.ن:
      ۱- انگور را که انگول کردیم شد انگول و منظور همان انگور است و هدف قافیه بود.
      ۲- فرا رسیدن عید غدیر خم ٬ عید ولایت بر آزادگان مبارک باد.
      ۳- دیگر از کرامات او چه عجب *** پنجه را گشود و گفت٬وجب

نکته دان.

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 8:50 توسط نکته دان |

بنام خدا
سلام

درویش را ٬ آب و شراب یکیست ٬
و اصل ٬ رفع عطش است ٬
که مستی همیشگیست ..

بدون عطش چه فرقیست میان آب و سراب
بدون عطـــــر چه فرقیست میان آب و گلاب

در این زمــانه کـــــه بی غمیست درویشی
بدون غـــم چــه فرقیست میان آب و شراب

نکته دان.

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 14:10 توسط نکته دان |

بنام خدا
سلام

                           درخت

با فرارسیدن پاییز ٬ برگهای پاییزی با سخاوت تمام زمین را از هر آنچه در طول بهار و تابستان از تابش خورشید محروم کرده بودند بهره مند نمودند ..
با نثار جان و پیکر زردشان٬
برگها خود را وقف خاک زیر درخت نموده اند تا در بهار خاک توان شکوفا کردن مجدد درخت را داشته باشد٬
این قانون طبیعت است که عاقبت هر چیز سر جای خودش قرار خواهد گرفت و در آن هیچ چیز نابود نمی شود.
اینجا در طبیعت از هر طرف که حساب کنی دو ٬ دو تا میشود ٬ چهار تا.

نکته دان.

 

+ نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 10:54 توسط نکته دان |

بنام خدا
سلام

شعر زیر در مایه های طنز است و مخاطب خاص ندارد ٬
به دوستانی که پاستوریزه هستند توصیه مینمایم این شعر را نخوانند.

من بـــرای تــــو شبـی آف زدم      از محبت دو سـه تا لاف زدم
گفتــــم از دوری تــو حیــــرانــم      مثل مجنـون به کُـه قاف زدم
تاکــه من روی خوشت را دیدم      ناگهـــان گـــند زدم گاف زدم
قصه از نیمه شب و شب گفتم      سخن از گــرمی لاحاف زدم
تا کــــه یکبـــار بـه من خندیدی      حــرفِ پایین تـــر ِ از ناف زدم
اینک اما شـده ام نـادم و گیـج      که چرا حرفِ  فِ و قــاف زدم
آمــــدم شعــــر بـــرایت گفتــم      صحبت واضـــح و شفاف زدم
این زبان بی هنر و پر کار است      مُهـــر بـر قطعه ی حراف زدم
نکته دان را تـــو خــدا عفـو نمـا      گر چه هر دم رَه اجحاف زدم

نکته دان.

+ نوشته شده در دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 13:36 توسط نکته دان |

بنام خدا
سلام

غزلی که در ادامه خواهید خواند تازه ترین شعر من است و تقدیم مینمایم به تمام آنهایی که دل بی آلایش دارند و میخوانم بر آنان که ادعایی دارند و رنگی و ریایی ..

و اما ٬

آنچــه تو آورده ای صبحــدم از بهـــر تماشا
شب بــــرده ایم حـظش ٬ بی منت تماشا

آن شرابی که تـو در جـــامِ تماشا کـردی
نوشیده ایــم قبلش ٬ از کوزه بی تماشا (۱)

در خشت خام دیدیم آنچه تو عرضه کردی
ما بسته ایــم چشمان ٬ با روزه ی تماشا

این طعمه ای که دنیا در دام عاشقی ریخت
برچیــد مـــرغ خـــامی ٬ از حـــلقه ی تماشا

از هفت رنگ گــــردون هفتاد ننگ خیـــزد
نادیده ایـــم جـز نـور ٬ آن رنگ بی تماشا

دریای رنگ و نیرنگ ٬ بر جان عاشقان تنگ
ســــائیده ایـــــد دریا ٬ در هــــــاونِ تماشا

بــر تار و پـــود هستی ٬ با ریسمانی از نـــور
تابیده ایم هـــم پـــود ٬ هـــم تار ٬ بی تماشا

در صبحــــگـاه مستــی ٬ از کــــارگــاه هستی(۲)
آنکس که نکته دان است ٬ کوچیده بی تماشا

پ.ن:
۱ نادیده سر کشیدیم
۲ در صبحــــگـاه مستــی ٬ با کــوله باری از نــور
   آنکس که نکته دان است ٬ کوچیده بی تماشا

نکته دان.

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 9:20 توسط نکته دان |

بنام خدا
سلام

ناکامی ..
یعنی اینکه ٬

معشوق را ببینی در حالی که دو فرزند دارد ..
یکی در آغوش و دیگری در کنار .

نکته دان.

+ نوشته شده در شنبه هفتم آذر 1388ساعت 17:0 توسط نکته دان |

بنام خدا
سلام

                سلام بر حسین علیه السلام
در یکی از سفرهای کربلا وقتی جوانان عاشق ایرانی از شدت علاقه در ورودی صحن سید الشهدا علیه السلام سر تعظیم بر زمین می گذاشتند و سجده میکردند اعراب ایراد میگرفتند که (لا٬لا٬سجده الله) یعنی سجده فقط بر خداوند جایز است.
اما عشق و علاقه به امام حسین گوشها را بسته بود ..
با خود می اندیشم خداوند پس از خلقت آدم به تمام ملائکه با آن شان و منزلتشان امر فرمود که سجده اش کنند ما چرا نباید به حسین علیه السلام که شانش از آدم خیلی بالاتر است سجده نماییم؟
آن هم ما انسانهای گناهکار که هر گز در حد اندازه ملائکه مقرب درگاه خداوند نیستیم
امروز به مناسبت عرفه سر بندگی بر آستان خداوند میگذاریم و سجده ارادت بر درگاه حسین علیه السلام مینماییم ..
حسین که با نثار خونش اسلام ناب را از اسلام ابوسفیانیان تمیز داد
السلام علی الحسین الذی سمحت نفسه بمهجته
سلام بر حسین که جان و خون زلال قلب خویش را تقدیم کرد.

نکته دان.

+ نوشته شده در جمعه ششم آذر 1388ساعت 9:52 توسط نکته دان |

 
*تن داده ام به ناز تو ديده اي خوب خوب*
*خاليست جاي تو در قلبم اي روياي بي غروب*
..خدا نگهدار..
..نکته دان..